ترانه، بيشتر كاركرد تفريحى و عاطفى دارد تا تربيت اجتماعى
ترانه، شعرى است كه به زبان عامه نزديك تر است و براى اثرگذارى در حيطه عاطفى سروده مى شود، نه عقل . محمودرضا اكرامى فر معتقد است: ترانه هاى امروز ساختگى و كوششى اند. اين شاعر و پژوهشگر در گفتگو با خبرگزارى دانشجويان، عنوان كرد: «ترانه در حيطه ادبيات شفاهى مى گنجد كه در هيچ كجا گردآورى نشده و تنها بخش كمى از آن با روايت هاى متفاوت جمع آورى شده است.» او افزود: «در گذشته همه مردم متناسب با شرايط خود ترانه خلق مى كردند؛ اما در زندگى مدرن امروز با انبوهى از ترانه سرا و ترانه خوان مواجهيم.» اكرامى فر با اشاره به تفاوت ميان ترانه و شعر جدى، گفت: «ترانه، شعرى است كه به زبان عامه نزديك تر است و براى اثرگذارى در حيطه عاطفى سروده مى شود، نه عقل.» وى با بيان اين كه زبان ترانه، زبان غيرمعيار و زبان كوچه و بازار است، گفت: «محتواى ترانه جز در موارد خاص عميق نيست و بيشتر در حيطه عاطفى است و كاركرد وقت گذارى و تفريحى دارد.» اين شاعر به مقايسه كاركرد شعر و ترانه پرداخت و تصريح كرد: «شعر كاركرد هوشيارى و بيداركننده دارد و حيطه اثرگذارى آن با توجه به ايهام و ابهام موجود در شعر، علاوه بر احساسات و تخيل، عقلانيت و عقل را نيز دربر مى گيرد. همچنين زبان شعر، زبان خواص و زبانى فخيم تر از زبان ترانه است.» اكرامى فر با اشاره به جايگاه ترانه در ادبيات اجتماعى، گفت: «در حال حاضر اشكالاتى در تعريف ترانه داريم و آنچه از ترانه تعريف مى شود، در بسيارى از موارد تصنيف و سرود را نيز دربر مى گيرد و اگر اين كاركرد را براى ترانه قبول كنيم، ترانه كاركرد اجتماعى، آگاهى بخشى، تربيت بخشى و عاطفى خواهد داشت.» اين پژوهشگر افزود: «امروزه يك عده جديد آمده اند كه نمى خواهند ترانه را از سرود و تصنيف جدا كنند. به هر حال ترانه بيش از آن كه كاركرد آگاهى بخشى و تربيت اجتماعى و آموزشى داشته باشد، كاركرد تفريحى و عاطفى دارد.» اكرامى فر به پيوند ميان آهنگ و ترانه اشاره كرد و افزود: «بين شعر و آهنگ بايد يك هماهنگى عميق وجود داشته باشد؛ چون هر شعرى مفهومى دارد و آهنگ مخصوص به خود را مى طلبد. اگر شعر محزون است، آهنگ بايد محزون باشد و اگر حماسى است، آهنگ بايد اوج بگيرد.» او در ادامه تصريح كرد: «متأسفانه بعضى از ترانه خوان هاى ما بدون توجه به معنا، آهنگ مى سازند؛ اما در گذشته اصل ترانه اين گونه بود كه اول شعر را مى سرودند و شعر را با آهنگ مى خواندند.» اين پژوهشگر با انتقاد از كم توجهى به ترانه، عنوان كرد: «در جامعه ما به كسى كه شعر را مى خواند، بيشتر از ترانه سرا بهاى اجتماعى و اقتصادى مى دهند؛ يعنى به انتقال دهنده بيشتر از خالق بها داده مى شود و به همين دليل بيشتر ترانه هاى موجود معمولاً ساختگى و كوششى اند، نه جوششى.» او همچنين گفت: «ما از طريق كلمات، ارتباط كلامى ايجاد مى كنيم و ارتباطى كه از طريق آهنگ برقرار مى شود، احساس برانگيز است. درواقع آهنگ تنها احساس را تحت تأثير قرار مى دهد و زمانى كه كلمه مى آيد، عقل را مورد توجه قرار مى دهد.»