پائولو كوئليو يك ركورد جهاني گينس ديگر را از آن خود كرد - منبع انتشارات کاروان
روز چهارشنبه 15 اكتبر سال 2008، پائولو كوئليو ديپلم ركورد جهاني گينس را به عنوان نويسنده ي زنده اي كه يك اثر او به بيشترين تعداد زبان ها منتشر شده است، دريافت كرد.
كيمياگر پائولو كوئليو تا كنون به 67 زبان و در 160 كشور منتشر شده است.
كوئليو در سال 2003 نيز يك ركورد جهاني ديگر را به نام خود رقم زد: او در يك نشست، كتاب هايش را به 53 زبان براي خوانندگانش از سراسر جهان امضا كرد.و اینک زندگی نامه این کیمیای ادبیات جهان را بخوانید.
پائولو كوئليو در سال 1947، درخانوادهاي متوسط به دنيا آمد. پدرش پدرو،مهندس بود و مادرش، ليژيا، خانهدار. درهفت سالگي، به مدرسهيعيسويهاي سن ايگناسيو درريودوژانيرو رفت و تعليمات سخت و خشكمذهبي، تاثير بدي بر او گذاشت. اما اين دوران تاثير مثبتي هم براو داشت.در راهروهاي خشك مدرسهي مذهبي، آرزوي زندگياش رايافت:ميخواست نويسنده شود. درمسابقهي شعر مدرسه، اولين جايزهي ادبي خودرا به دست آورد. مدتي بعد، براي روزنامهي ديواري مدرسهي خواهرشسونيا، مقالهاي نوشت كه آن مقاله هم جايزه گرفت.اما والدين پائولو براي آيندهي پسرشان نقشههاي ديگري داشتند.ميخواستند مهندس شود. پس، سعي كردند شوق نويسندگي را در اواز بينببرند. اما فشار آنها، و بعد آشنايي پائولو باكتاب مدار راسالسرطان اثر هنريميلر، روح طغيان را در اوبرانگيخت و باعث روي آوردن او به شكستنقواعد خانوادگي شد. پدرش رفتار اورا ناشي ازبحران رواني دانست. همينشد كه پائولو تا هفده سالگي، دوبار دربيمارستان رواني بستري شد و بارهاتحت درمان الكتروشوك قرار گرفت.كمي بعد، پائولو با گروه تاتري آشنا شد و همزمان، به روزنامهنگاريروي آورد. ازنظر طبقهي متوسط راحتطلب آن دوران، تاتر سرچشمهيفساد اخلاقي بود. پدر و مادرش كه ترسيده بودند، قول خود را شكستند. گفتهبودند كه ديگر پائولو رابه بيمارستان رواني نميفرستند، اما براي بار سوم هماو رادر بيمارستان بستري كردند. پائولو، سرگشتهترو آشفتهتراز قبل، ازبيمارستان مرخص شد و عميقا در دنياي دروني خود فرو رفت. خانوادهينوميدش، نظر روانپزشك ديگري را خواستند. روانپزشك به آنهاگفت كهپائولو ديوانه نيست و نبايد دربيمارستان رواني بماند. فقط بايد ياد بگيرد كهچهگونه با زندگي روبهرو شود. پائولو كوئليو، سي سال پس ازاين تجربه،كتاب ورونيكا تصميم ميگيرد بميرد رانوشت.پائولو خود ميگويد : ورونيكا تصميم ميگيرد بميرد، درسال 1998 دربرزيل منتشر شد. تا ماه سپتامبر، بيشتر 1200 نامهي الكترونيكي و پستيدريافت كردم كه تجربههاي مشابهي را بيان ميكردند. در اكتبر، بعضي ازمسايل مورد بحث دراين كتاب ــ افسردگي، حملات هراس، خودكشي ــ دركنفرانسي ملي مورد بحث قرار گرفت. در 22 ژانويهي سال بعد، سناتور
ادواردو سوپليسي، قطعاتي ازكتاب مرا دركنگره خواند و توانست قانوني رابه تصويب برساند كه ده سال تمام، دركنگره مانده بود: ممنوعيت پذيرشبيرويهي بيماران رواني در بيمارستانها.پائولو پس ازاين دوران، دوباره به تحصيل روي آورد و به نظر ميرسيدميخواهد راهي راادامه دهد كه پدر و مادرش برايش درنظر گرفتهاند. اماخيلي زود، دانشگاه را رها كرد و دوباره به تاتر روي آورد. اين اتفاق دردههي 1960 روي داد، درست زماني كه جنبش هيپي، درسراسر جهانگسترده بود. اين موج جديد، در برزيل نيز ريشه دواند و رژيم نظامي برزيل،آن را به شدت سركوب كرد. پائولو موهايش را بلند ميكرد و براي اعلاماعتراض، هرگز كارت شناسايي به همراه خود حمل نميكرد. شوق نوشتن، اورابه انتشار نشريهاي واداشت كه تنها دو شماره منتشر شد.
در همين هنگام، رائول سيشاس آهنگساز، ازپائولو دعوت كرد تا شعرترانههاي او را بنويسد. اولين صفحهي موسيقي آنهابا موفقيت چشمگيريروبهرو شد و 500000 نسخه از آن به فروش رفت. اولين بار بود كه پائولوپول زيادي به دست ميآورد. اين همكاري تا سال 1976، تا مرگ رائولادامه يافت. پائولو بيش ازشصت ترانه نوشت و با هم توانستند صحنهيموسيقي راك برزيل را تكان بدهند.در سال 1973، پائولو و رائول، عضو انجمن دگرانديشي شدند كه برعليه ايدئولوژي سرمايهداري تاسيس شده بود. به دفاع ازحقوق فردي هرشخص پرداختند و حتا براي مدتي، به جادوي سياه روي آوردند. پائولوتجربهي اين دوران رادر كتاب والكيريها به روي كاغذ آورده است.در اين دوران، انتشار ((كرينگ ـ ها)) راشروع كردند. ((كرينگ ـ ها))،مجموعهاي از داستانهاي مصور آزاديخواهانه بود. ديكتاتوري برزيل، اينمجموعه را خرابكارانه دانست و پائولو و رائول را به زندان انداخت. رائولخيلي زود آزاد شد، اما پائولو مدت بيشتري درزندان ماند، زيرا او رامغزمتفكر اين اعمال آزاديخواهانه ميدانستند. مشكلات او به همان جا ختمنشد; دوروز پس ازآزادياش، دوباره در خيابان بازداشت شد و اورا بهشكنجهگاه نظامي بردند. خود پائولو معتقد است كه باتظاهر به جنون واشاره به سابقهي سه بار بسترياش در بيمارستان رواني، ازمرگ نجات يافتهاست. وقتي شكنجهگران در اتاقش بودند، شروع كرد به خودش را زدن، وسرانجام از شكنجهي اودست كشيدند و آزادش كردند.اين تجربه، اثر عميقي بر او گذاشت. پائولو دربيست و شش سالگي به ايننتيجه رسيد كه به اندازهي كافي "زندگي" كرده و ديگر ميخواهد "طبيعي"باشد. شغلي دريك شركت توليد موسيقي به نام پليگرام يافت و همان جا بازني آشنا شدكه بعد بااو ازدواج كرد.در سال 1977 به لندن رفتند. پائولو ماشين تايپي خريد و شروع به نوشتنكرد. اما موفقيت چنداني به دست نياورد. سال بعد به برزيل برگشت و مديراجرايي شركت توليد موسيقي ديگري به نام سيبيسي شد. اما اين شغل فقطسه ماه طول كشيد. سه ماه بعد، همسرش ازاو جدا شد و از كارش هماخراجش كردند.بعد بادوستي قديمي به نام كريستينا اويتيسيكا آشنا شد. اين آشنايي منجربه ازدواج آنهاشد و هنوز باهم زندگي ميكنند. اين زوج براي ماه عسل بهاروپا رفتند و درهمين سفر، ازاردوگاه مرگ داخائو هم بازديد كردند. درداخائو، اشراقي به پائولو دست داد و در حالت اشراق، مردي راديد. دوماهبعد، دركافهاي در آمستردام، باهمان مرد ملاقات كرد و زمان درازي بااوصحبت كرد. اين مرد كه پائولو هرگز نامش را نفهميد، به اوگفت دوباره بهمذهب خويش برگردد و اگر هم به جادو علاقهمند است، به جادوي سفيدروي بياورد. همچنين به پائولو توصيه كرد جادهي سانتياگو (يك جادهيزيارتي دوران قرون وسطي) را طي كند.پائولو، يك سال بعد از اين سفر زيارتي، درسال 1987، اولين كتابشخاطرات يك مغ رانوشت. اين كتاب به تجربيات پائولو درطول اين سفرميپردازد و به اتفاقات خارقالعادهي زيادي اشاره ميكند كه در زندگيانسانهاي عادي رخ ميدهد. يك ناشر كوچك برزيلي اين كتاب راچاپ كردو فروش نسبتا خوبي داشت، اما با اقبال كمي ازسوي منتقدان روبهرو شد.پائولو درسال 1988، كتاب كاملا متفاوتي نوشت: كيمياگر. اين كتابكاملا نمادين بود و كليهي مطالعات يازده سالهي پائولو را دربارهي كيمياگري،در قالب داستاني استعاري خلاصه ميكرد. اول فقط 900 نسخه از اين كتابفروش رفت و ناشر، امتياز كتاب را به پائولو برگرداند.پائولو دست ازتعقيب رويايش نكشيد. فرصت دوبارهاي دست داد: باناشر بزرگتري به نام روكو آشنا شدكه از كار اوخوشش آمده بود. درسال۱۹۹۰، كتاب بريدا رامنتشر كرد كه در آن، دربارهي عطاياي هر انسانصحبت ميكرد. اين كتاب با استقبال زيادي مواجه شد و باعث شدكيمياگر وخاطرات يك مغ نيز دوباره مورد توجه قرار بگيرند. درمدت كوتاهي، هرسهكتاب در صدر فهرست كتابهاي پرفروش برزيل قرار گرفت. كيمياگر، ركوردفروش تمام كتابهاي تاريخ نشر برزيل راشكست و حتا نامش دركتابركوردهاي گينس نيز ثبت شد. در سال 2002، معتبرترين نشريهي ادبيپرتغالي به نام ژورنال د لتراس، اعلام كرد كه فروش كيمياگر، ازهر كتابديگري در تاريخ زبان پرتغالي بيشتر بوده است.در ماه مه 1993، انتشارات هارپر كالينز، كيمياگر رابا تيراژ اوليهي50000 نسخه منتشر كرد. در روز افتتاح اين كتاب، مدير اجرايي انتشاراتهارپر كالينز گفت: ((پيدا كردن اين كتاب، مثل آن بود كه آدم صبح زود، وقتيهمه خوابند، برخيزد و طلوع خورشيد رانگاه كند. كمي ديگر، ديگران همخورشيد راخواهند ديد.)) ده سال بعد، درسال 2002، مدير اجرايي هارپركالينز به پائولو نوشت: ((كيمياگر به يكي ازمهمترين كتابهاي تاريخ نشر ماتبديل شده است.))موفقيت كيمياگر درايالات متحده، آغاز فعاليت بينالمللي پائولو بود.تهيهكنندگان متعددي از هاليوود، علاقهي زيادي به خريد امتياز ساخت فيلماز روي اين كتاب نشان دادند و سرانجام، شركت برادران وارنر درسال1993، اين امتياز راخريد.
پيش از انتشار كيمياگر درامريكا، چند ناشر كوچك دراسپانيا و پرتغال،آن را منتشر كرده بودند. اما اين كتاب تاسال 1995، در فهرست كتابهايپرفروش اسپانيا قرار نگرفت. هفت سال بعد، درسال 2001، اتحاديهي
ناشران اسپانيا اعلام كرد كه كيمياگر ازپرفروشترين كتابهاي اسپانياست.ناشر اسپانيايي پائولو (پلنتا)، در سال 2002 مجموعهي آثار كوئليو رامنتشركرد. فروش آثار كوئليو درپرتغال، بيش ازيك ميليون نسخه بوده است.در سال 1993، مونيكا آنتونس كه از سال 1989، بعد ازخواندن اولينكتاب كوئليو بااو همكاري ميكرد، بنگاه ادبي سنت جوردي را در بارسلونتاسيس كرد تابه نشر كتابهاي پائولو نظم ببخشد. در ماه مه همان سال،مونيكا كيمياگر رابه چندين ناشر بينالمللي معرفي كرد. اولين كسي كه اين كتابرا پذيرفت، ايوين هاگن، مدير انتشارات اكس ليبرس از نروژ بود. كمي بعد، آنكارير، ناشر فرانسوي براي مونيكا نوشت: ((اين كتاب فوقالعاده است و تمامتلاشم را ميكنم تا در فرانسه موفق شود.))در سپتامبر سال 1993، كيمياگر درصدر كتابهاي پرفروش استراليا قرارگرفت. در آوريل سال 1994، كيمياگر درفرانسه منتشر شدو بااستقبال عاليمنتقدان و خوانندگان مواجه شد و درفهرست پرفروشها قرار گرفت. كميبعد، كيمياگر پرفروشترين كتاب فرانسه شد و تاپنج سال بعد، جاي خود را بهكتاب ديگري نداد. بعد از موفقيت خارقالعاده در فرانسه، كوئليو راه موفقيترا درسراسر اروپا پيمود و پديدهي ادبي پايان قرن بيستم دانسته شد.از آن هنگام، هريك ازكتابهاي پائولو كوئليو كه در فرانسه منتشر شده،بيدرنگ پرفروش شده است. حتا دريك دوره، سه كتاب كوئليو همزمان درفهرست ده كتاب پرفروش فرانسه قرار داشت.انتشار كنار رود پيدرا نشستم و گريستم در سال 1994، موفقيت بينالملليپائولو راتثبيت كرد. دراين كتاب، پائولو دربارهي بخش مادينهي وجودشصحبت كرده است. در سال 1995، كيمياگر درايتاليا منتشر شد و فروشبينظيري داشت. سال بعد، پائولو دوجايزهي مهم ادبي ايتاليا، جايزهي بهترينكتاب سوپر گرينزا كاور، و جايزهي بينالمللي فلايانو رادريافت كرد.در سال 1996، انتشارات ابژتيواي برزيل، حق امتياز كتاب كوه پنجم راخريد و يك ميليون دلار پيشپرداخت داد. اين رقم، بالاترين مبلغپيشپرداختي است كه تا كنون به يك نويسندهي برزيلي پرداخت شده است.همان سال، پائولو نشان شواليهي هنر و ادب رااز دست فيليپ دوس بلازي،وزير فرهنگ فرانسه دريافت كرد. دوس بلازي دراين مراسم گفت: ((توكيمياگر هزاران خوانندهاي. كتابهاي تومفيدند، زيرا توانايي ما را براي روياديدن، و شوق ما را براي جست و جو تحريك ميكنند.))پائولو درسال 1996، به عنوان مشاور ويژهي برنامهي ((همگراييروحاني و گفت و گوي بين فرهنگها)) برگزيده شد. همان سال، انتشاراتديوگنس آلمان، كيمياگر رامنتشر كرد. نسخهي نفيس آن شش سال تمام درفهرست كتابهاي پرفروش نشريهي اشپيگل قرار داشت و در سال 2002،تمام ركوردهاي فروش آلمان را شكست.در نمايشگاه بين المللي فرانكفورت سال 1997، ناشران پائولو باهمكاري انتشارات ديوگنس و موسسهي سنت جوردي، يك ميهماني بهافتخار پائولو كوئليو برگزار كردند و در آن، انتشار سراسري و بينالمللي كتابكوه پنجم را اعلام كردند. درماه مارس 1998، نمايشگاه بزرگي در پاريسبرگزار شدو كوه پنجم، به زبانهاي مختلف، و توسط ناشران كشورهايمختلف، منتشر شد. پائولو هفت ساعت تمام مشغول امضا كردن كتابهايشبود. همان شب، ميهماني بزرگي به افتخار اودر موزهي لوور برگزار شد كهمشاهير سراسر جهان، درآن ميهماني شركت داشتند.پائولو در سال 1997، كتاب مهمش كتاب راهنماي رزمآور نور را منتشركرد. اين كتاب، مجموعهاي ازافكار فلسفي اوست كه به كشف رزمآور نوردرون هر انسان كمك ميكند. اين كتاب، تاكنون كتاب مرجع ميليونهاخواننده شده است. اول، بومپياني، ناشر ايتاليايي آن را منتشر كرد كه بااستقبال زيادي مواجه شد.در سال 1998، باكتاب ورونيكا تصميم ميگيرد بميرد، به سبك رواييداستانسرايي بازگشت و مورد استقبال منتقدان ادبي قرار گرفت. درژانويهيسال 2000، اومبرتو اكو، فيلسوف، نويسنده و منتقد ايتاليايي، درمصاحبهايبا نشريهي فوكوس گفت: ((من از آخرين رمان كوئليو خوشم آمد. تاثير عميقيبر من گذاشت.)) و سينئاد اوكانر، درهفتهنامهي ساندي اينديپندنت، گفت:))ورونيكا تصميم ميگيرد بميرد ، شگفتانگيزترين كتابي است كه خواندهام.))
پائولو درسال 1998، تور مسافرتي موفقي را پشت سر گذاشت. در بهاربه ديدار كشورهاي آسيايي رفت و در پائيز، از كشورهاي اروپاي شرقي ديدنكرد. اين سفر از استانبول آغاز و به لاتويا ختم شد.در ماه مارس سال 1999، نشريهي ادبي لير، پائولو كوئليو رادوميننويسندهي پرفروش جهان، درسال 1998 اعلام كرد.در سال 1999، جايزهي معتبر كريستال را از انجمن جهاني اقتصاددريافت كرد و داوران اعلام كردند: (( پائولو كوئليو، بااستفاده از كلام، پيونديميان فرهنگهاي متفاوت برقرار كرده، كه اورا سزاوار اين جايزه ميسازد.))در سال 1999، دولت فرانسه، نشان لژيون دونور را به اواهدا كرد. همانسال، پائولو كوئليو باكتاب ورونيكا تصميم ميگيرد بميرد درنمايشگاه كتاببوئنوس آيرس شركت كرد. رسانههاشگفتزده شدند، درميان آن همهنويسندگان برجستهي امريكاي لاتين، استقبالي كه از پائولو كوئليو بود،بينظيربود. مطبوعات نوشتند: ((مسئولاني كه از 25 سال پيش در ايننمايشگاه كتاب كار ميكردهاند، ادعا ميكنند كه هرگز چنين استقبالي نديدهاند،حتا درزمان حيات بورخس. خارق العاده بود.)) مردم ازچهار ساعت پيشاز شروع مراسم، پشت درهاي نمايشگاه تجمع كردند و مسوولان نمايشگاهاجازه دادند كه آن روز، نمايشگاه به طوراستثنا چهار ساعت ديرتر تعطيلشود.
در ماه مه 2000، پائولو به ايران سفر كرد. او اولين نويسندهيغيرمسلماني بود كه بعد از انقلاب سال 1357، به ايران سفر ميكرد. اوازسوي مركز بينالمللي گفت و گوي تمدنها، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي،و ناشر ايرانياش (كاروان) دعوت شده بود. پائولو با انتشارات كاروان قراردادهمكاري بست و با توجه به اين كه ايران معاهدهي بينالمللي كپيرايت راامضا نكرده است، اواولين نويسندهاي بود كه رسما ازايران حق التاليفدريافت ميكرد. پائولو هرگز تصورش را نميكرد كه درايران، باچنين استقبالگرمي روبهرو شود. فرهنگ ايران كاملا با فرهنگ غرب متفاوت بود.هزاران خوانندهي ايراني در كنفرانسها و مراسم امضاي كتاب اوشركتكردند.
در ماه سپتامبر همان سال، رمان شيطان و دوشيزه پريم، همزمان در ايتاليا،پرتغال، برزيل و ايران منتشر شد. در همان زمان، پائولو اعلام كرد كه ازسال1996، به همراه همسرش، كريستينا اويتيسيكا، موسسهي پائولو كوئليو را بهمنظور حمايت از كودكان بيسرپرست و سالمندان بيخانمان برزيلي، تاسيسكرده است. كتاب شيطان و دوشيزه پريم در سال 2001 در بسياري از كشورهاي جهانمنتشر شدو درسي كشور درصدر كتابهاي پرفروش قرار گرفت.در سال 2001، پائولو، جايزهي بامبي، يكي ازمعتبرترين و قديميترينجوايز ادبي آلمان رادريافت كرد. ازنظر هيات داوران، ايمان پائولو به اين كهسرنوشت و سرانجام هر انسان، اين است كه سرانجام در اين دنياي تاريك، بهيك رزمآور نور تبديل شود، پيامي بسيار عميق و انساني است.در اوايل سال 2002، پائولو براي اولين بار به چين سفر كرد و شانگهاي،پكن و نانجينگ را ديد. در 25 جولاي سال 2002، پائولو به عضويتفرهنگستان ادب برزيل انتخاب شد. هدف اين فرهنگستان كه درريودوژانيرو مستقر است، حفاظت از فرهنگ و زبان برزيل است. دو روزبعد ازاعلام اين انتخاب، پائولو سه هزار نامهي تبريك از سوي خوانندگانشدريافت كرد و مورد توجه تمام مطبوعات كشور قرار گرفت. وقتي ازخانهاش بيرون آمد، صدها نفر جلو خانهاش جمع شده بودند و اورا تشويقكردند. هرچند ميليونها خواننده، شيفتهي پائولو هستند، اما اوهمواره موردانتقاد منتقدان ادبي بوده است. انتخاب او به عضويت فرهنگستان برزيل، درحقيقت نقض نظر اين منتقدان بود.در ماه سپتامبر سال 2002، پائولو به روسيه سفر كرد و به شدت تحتتاثير قرار گرفت. پنج كتاب او، همزمان در فهرست كتابهاي پرفروش قرارداشت. شيطان و دوشيزه پريم، كيمياگر، كتاب راهنماي رزمآور نور، و كوه پنجم. درمدت دو هفته، بيش از 250000 نسخه از كتابهاي او در روسيه به فروشرفت. مدير كتابفروشي ام.د.كااعلام كرد: ((ماهرگز اين همه آدم رانديدهبوديم كه براي امضا گرفتن از يك نويسنده، جمع شده باشند. ما قبلا مراسمامضاي كتاب براي آقاي بوريس يلتسين و آقاي گورپاچف و حتا آقاي پوتينبرگزار كرده بوديم، اما با اين همه استقبال مواجه نشده بود. باورنكردنياست.))در اكتبر سال 2002، پائولو جايزهي هنر پلانتاري را از باشگاه بوداپستدر فرانكفورت دريافت كرد و بيل كلينتون، پيام تبريكي براي او فرستاد.پائولو همواره از حمايت بيدريغ و گرم ناشرانش برخوردار بوده است. اماموفقيت او به كتابهايش محدود نميشود. او درزمينههاي فرهنگي واجتماعي ديگر نيز موفق بوده است. كيمياگر تاكنون توسط دههاگروه تاترحرفهاي در پنج قارهي جهان، به روي صحنه رفته است و ساير آثار ويهمچون ورونيكا تصميم ميگيرد بميرد، كنار رود پيدرا نشستم و گريستم، و شيطان ودوشيزه پريم نيز تاكنون بر صحنهي تاتر موفق بودهاند.پديدهي ((پائولو كوئليو)) به همين جا ختم نميشود. وي همواره موردتوجه مطبوعات است و از مصاحبه دريغ ندارد. همچنين، به طور هفتگي،ستونهايي در روزنامههاي سراسر جهان مينويسد كه بخشي از اين ستونها،در كتاب مكتوب گرد آمدهاند.در ماه مارس 1998، اوشروع به نوشتن مقالات هفتگي در روزنامهيبرزيلي ((اوگلوبو)) كرد. موفقيت اين مقالات چنان بود كه روزنامههايكشورهاي ديگر نيز براي انتشار آنهاعلاقه نشان دادند. تاكنون مقالات اودر نشريات ((كورير دلا سرا)) (ايتاليا)، ((تا نئا)) (يونان)، ((توهورن)) (آلمان)،))آنا)) (استوني)، ((زويركيادلو)) (لهستان)، ((ال اونيورسو)) (اكوادور)، ((الناسيونال)) (ونزوئلا)، ((ال اسپكتادور)) (كلمبيا)، ((رفرما)) (مكزيك))، ((چايناتايمز)) (تايوان)، و ((كامياب)) (ايران)، منتشر شده است.يكي از ترانههايي كه پائولو كوئليو سروده است:
من ده هزار سال پيش به دنيا آمدم.
روزي، درخيابان، درشهر،
پيرمردي را ديدم، نشسته برزمين،
كاسهي گدايي درپيش، ويولوني در دست،
رهگذران باز ميماندند تا بشنوند،
پيرمرد سكههارا ميپذيرفت، سپاس ميگفت،
و آهنگي سرميداد،
و داستاني ميسرود،
كه كمابيش چنين بود:
من ده هزار سال پيش به دنيا آمدم
و دراين دنيا هيچ چيز نيست
كه قبلا نشناخته باشم.
فهرست آثار پائولو كوئليو:
(1987) خاطرات يك مغ
(1988) كيمياگر
(1990) بريدا
(1991) عطيه برتر
(1992) والكيريها
(1994) كنار رود پيدرا نشستم و گريستم
(1994) مكتوب
(1996) كوه پنجم
(1997) كتاب راهنماي رزمآور نور
(1997) نامههاي عاشقانه يك پيامبر
(1997) دومين مكتوب
(1998) ورونيكا تصميم ميگيرد بميرد
(2000) شيطان و دوشيزه پريم
(2002) پدران، فرزندان و نوهها
(2003) يازده دقيقه
فرهنگی - ادبی - هنری -