وحید اوراز

«بلیت یک طرفه به مالدیو» نوشته‌ی مهسا علّیون از انتشارات قو، مجموعه‌ای از «پنج داستان کوتاه»، با شیوه‌ی روایت‌های «اوّل شخص مفرد» با درون‌مایه‌ها و مضمون‌های اجتماعی و با لحن و زبان زنانه و یکنواخت عرضه شده است که در ادامه به موشکافی، تحلیل و بررسی خواهیم پرداخت:

اگر از فاصله‌ای معقول به سیر حرکت ادبیات معاصر ایران نگاه کنیم، متوجه دو جریان عمده‌ی «رئالیستی» و «مدرنیستی» می‌شویم که گاه یکدیگر را نفی می‌کنند و گاه بر هم تاًثیر می‌نهند؛ در مواردی نیز با هم ترکیب می‌شوند. جریان رئالیستی خود را متعهّد به منعکس کردنِ صدای جمع می‌داند، و به فضاهای بیرونی و انبوه جمعیت می‌پردازد.

مهسا علیّون روایت داستان‌ها را هرچند مجزا؛ امّا در کلّ با روایت اوّل شخص مفرد شروع و به انجام می‌رساند، هرچند مجموعه‌ی حاضر اولین کار این نویسنده جوان محسوب می‌شود، اما اگر بخواهیم در این‌باره بیشتر صحبت کنیم می‌بایست کارهای بعدی او را هم شاهد باشیم. اما وی در این داستان‌ها، با نوعی خودآگاهی شاعرانه و شهودی به فراواقعیت و آفرینش فضاهای ذهنی و درونی می‌اندیشد و ثابت می‌کند که از یک نوع سبک خاص تبعیّت کرده و همین مجموعه خود سبک نوشتاری وی را معرفی می‌نماید.

علیّون خود را ملزم به سخن گفتن از طرفِ جمع یا دفاع از یک مرام خاص نمی‌کند، او بیش از آنکه نگران وقایع‌نگاریِ زمانه باشد، به جست‌وجو در حالت‌های ظریف روحی و تناقض‌های درونی انسان‌ها اهمّیت می‌دهد؛ بیشتر به تجربه‌گرایی در ساختار داستان میل دارد و مسئولیت در برابر زبان و فرم را جایگزین تعهد اجتماعی می‌کند.

«انزوا»، «عشق‌های شکست‌خورده»، «مهاجرت»، «تنهایی»، «تک‌افتادگی»، «ناهمگن شدن با دیگران» و «اعتیاد» از پیرنگ‌های داستان‌های این مجموعه است که مخاطب با حسِ همذات پنداریِ ملموس، متن داستان‌ها را مورد پردازش قرار می‌دهد.

تقابل، کُنش و ارتباط بین دو شخص، ارتباطی گاهاً ذهنی، گاهی عینی؛ که بعضاً این ارتباط جواب داده و بین مخاطب و سیر ریلی داستان برقرار می‌شود و بعضاً در جاهایی پس زده می‌شود.

مهسا علیّون توانسته است، ریتم و طول داستان‌ها را مناسب و متناسب با نظر مخاطبان انتخاب نماید. تا جایی که مخاطب می‌تواند استانداردهای داستان کوتاه را لمس نماید. وی دقیقاً تعریف مشهور ادگار آلن پو (Edgar Allan Poe ) شاعر و داستان‌نویس آمریکایی که در زُمره‌یِ نخستین نظریه‌پردازانِ داستان کوتاه محسوب می‌شود را از داستان کوتاه به دست داده است. به اعتقاد پو، داستان کوتاه نوعی از روایت است که همه‌ی عناصر آن معطوف به القاءِ تاٌثیری واحد در مخاطب هستند و می‌شود کل آن را در مدت یک نشست خواند.

جدای از این‌ موارد؛ مورد مهمی که از سوی علّیون و شاید دیگر نویسندگان زن جوان در سال‌های اخیر شاهدیم، زنانه‌نویسی و نگاه متمرکز زنان در داستان‌ها می‌باشد که به زعم نگارنده، یکی از نقاط قوّت روایت در داستان‌ها محسوب می‌گردد.

وی نوع نگاه زنانه را در تمامی داستان‌ها و متن‌هایش جاری و ساری ساخته و با یک نگرش متفاوت، و نگاه ظریف زنانه به جامعه‌ی پیرامونش نگریسته است. او جهان‌بینی و تجربه‌های زنانه‌اش را در تمامی متون داستان‌هایش به خوبی منعکس و تصویر کرده است.

حسِ خوبِ زنانگی در فضای داستان وجود دارد و احساس اینکه شخصیت‌ها زن هستند، راوی خود یک زن هست، محور داستان‌ها حول زنانگی می‌چرخد به خوبی نمایان هست؛ که این در نوع خود یک گام مثبت برای داستان‌نویسی زنان سرزمین‌مان محسوب می‌گردد.

علّیون به خوبی توانسته زن را به شکلی تصویر نماید که به دنبال کشف و شناخت زنانگی و هویت زنانه‌ی خویش است.

با برداشت از داستان‌ها در می‌یابیم که زنان به دنبال کشف و شناخت زنانگی و هویت زنانه‌ی خویش‌اند و مسائل زنان، آرمان‌ها و اهداف آنان در کانون توجه نویسنده‌ی جوان قرار دارد و جایگاه زنان از مقام اُبژگی به سوژگی متحوّل می‌شود و قهرمانان داستان‌های مجموعه، از میان زنان برگزیده شده‌اند.

علّیون با این روایت‌ها زاویه‌ی دید خود را از سوم شخص به اوّل شخص تغییر جهت داده است. چرا که او با دیدِ وسیع خود می‌داند که اگر زاویه‌ی دید به صورت اول شخص باشد و به عبارتی زاویه‌یِ دید از چشم‌انداز درونی باشد، بین نویسنده و راوی رابطه‌ی مستقیمی برقرار می‌شود. در حالیکه اگر روایت از چشم‌انداز بیرونی و سوم شخص باشد، نویسنده در حال تصدیقِ تجربه‌ی دیگران است.

راوی بازگوکننده‌ای است که از منظری خاص داستان را روایت می‌کند. در این داستان‌ها نظرگاه؛ بر نگاهِ یکی از شخصیت‌هاست که خود در داستان ایفای نقش می‌کند و در یک سوی کشمکش‌ها قرار گرفته است و این در داستان‌های مدرن با منظر یک ذهنیت مرکزی شخصیت اصلی- بازگو می‌شود. که «بلیت یکطرفه به مالدیو» را مهسا علّیون توانسته تا انتها با این نظرگاه به مقصد برساند.

او با انتخاب شخصیت‌ها به‌خوبی توانسته جامعه را در بطن و متن داستان‌هایش به تصویر بکشد و زیرِ پوستِ جامعه را به نوعی با ایجازگویی و نماد، نشان دهد.

کاراکترهای «الناز» در داستان «شمعی برای یِلِنا»، «نیاز» در داستان «هنوز زمستان است»، «ریحانه» در داستان «چوب‌خط»، «سهای» در داستان «یازده دقیقه به وقت تهران»، «فرنوش» در داستان «آموره پیزِریا»، «نگار» در داستان «بلیت یک‌طرفه به مالدیو» به خوبی در جا اُفتادنِ شخصیت‌ها در ذهن مخاطب موفق عمل کرده است.

اشخاص داستان‌ها بخشی از کشمکش روایت را نمایندگی می‌کنند و صرفاً یک شخصیّت واحد دارند و رویداد و کشمکش نیز حولِ همان تک شخصیت شکل می‌گیرد.

شخصیت‌ داستان‌های مهسا علّیون گاهی «ایستا» و گاهی «پویا» می‌باشند. همان‌گونه که در داستان‌ها هم می‌بینیم شخصیت ایستا از رویداد روایت شده در داستان تاٌثیر نمی‌پذیرد و متحوّل نمی‌شود؛ نتیجتاً چنین شخصیتی در پایان داستان، همان نگرش‌ها یا باورها، یا طرزِ رفتاری را حفظ می‌کند که در ابتدای داستان داشت. متقابلاً شخصیتِ پویا از رویداد اصلیِ روایت چنان تاٌثیر می‌پذیرد که در پایان داستان دگرگون می‌شود و درخصوص موضوعِ اصلیِ روایت به اعتقادی جدید می‌رسد.

راوی با بیان تجربه‌ها، اطلاعات از عرصه‌های عمومی، نظیر «سیاست»، «اقتصاد» و «جهانگردی»، منزلت برتر خویش را با برچسب «جهاندیدگی» تثبیت می‌کند.

علّیون در این داستان‌ها توانسته است آن دید به راوی زن را در سطحی بالاتر بنشاند و به این باور که مخاطب زنان فقط کودکان هستند که در خانه به سر می‌برند و هنگام خواب به این داستان‌ها دل می‌دهند؛ خطِ بُطلان بِکِشَد.

از عمده نکاتِ مهم حال و هوای داستان‌ها در این مجموعه، رنگ‌آمیزیِ عاطفیِ حاکم بر آن است که از طریق دلالت‌ها یا معانیِ ثانویِ واژه‌ها اِلقا می‌شود. لحنِ راوی داستان‌ها به دلیل انتخاب واژگان خاص یا به‌کارگیری نحو ( syntax ) یا ساختمان خاص در جملات، توانسته حاکی از جَوّ یا اتمسفر اضطراب‌آمیز، شادمانه، تواٌم با افسردگی، امیدوارانه، دل‌مُرده و غیره را به تصویر بکشد.

او یادآوری تجربه‌ها با نام اماکن جغرافیایی و زمان عینی و ویژگی‌های شخصی خود را آغاز می‌کند و در مواردی به تثبیت جایگاه مقتدرانه دست می‌یابد.

استفاده نویسنده از نشانه‌های فرا زبانی، یکی دیگر از ویژگی‌های ساختاری جمله‌ها در این داستان‌ها است. خط فاصله یا نقطه‌چین در پایان جمله‌ها از بارزترینِ این علائم است. نویسنده جمله‌ها را با کاربرد این نشانه‌ها ناتمام رها می‌کند.

در این داستان‌ها طیفی از عوامل شخصی، خانوادگی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در ناخشنودی کاراکترها از دنیای پیرامون مؤثر است. اغلب در داستان‌ها هنگام برخورد نویسنده با گنگی‌ها و نادانستنی‌هایِ پیرامونش نمایان می‌شود. اینجاست که او به رمزهای برآمده از درد، خوش‌آمد می‌گوید و رابطه‌ی بین خویش و غم را مستحکم می‌کند.

خودگویی بیش از گفت‌وگو در این داستان‌ها قابل پی‌گیری است، زیرا کاراکترها واقعیّت را برخلاف تصوّرات خویش می‌یابند و در لاک تنهایی فرو می‌روند و برای ایجاد توازن بین واقعیّت با ایده‌آل‌ها و همچنین برقراری ارتباط بین خود با سایرین، خیال‌بافی می‌کنند. نتیجه‌ این می‌شود که رؤیاپردازی یا خواب دیدن‌ها در ذهن رمانتیک راوی، جبران‌کننده‌ی بسیاری از آرزوهای دور و دست‌نایافتنی می‌گردد.

داستان‌های «بلیت یکطرفه به مالدیو»، حکمِ نوعی «قرائت نقادانه» از فرهنگ را نیز دارد. مهسا علّیون با نوشتن این مجموعه داستان‌های کوتاه، دنیایی خیالی بر ساخته است، لیکن همین عالَمِ خیالی، توجه مخاطبِ داستان‌ها را به دنیای واقعیت معطوف می‌کند و دیدنِ وجوهِ ناپیدای واقعیت را برای او میسّر می‌سازد. این عطفِ توجه، نقصان‌هایِ فرهنگ را، که معمولاً مغفول واقع شده‌اند، برای مخاطب برجسته ساخته و بدین ترتیب نویسنده‌ی این کتاب خود یک منتقد فرهنگ و روابط اجتماعی می‌شود. از این منظر، داستان‌ها؛ حکم نوعی «مداخله‌ی نقادانه» ( critical intervention ) را دارد که طیِ آن، نویسنده از واقعیّت، آشنایی‌زدایی می‌کند تا مخاطب پدیده‌های آشنا را در پرتوی متفاوت و تازه، مورد بازنگریِ انتقادی قرار دهد.

بدین ترتیب، پس از مطالعه‌ی این مجموعه‌ی تازه و نو از داستان کوتاه؛ واکنش مخاطب نیز به دنیای پیرامون دچار تحوّل می‌شود و او می‌تواند تعامل‌های خود را از نو و با نگاهی انتقادی تنظیم کند.

در کل داستان‌های مجموعه‌ی «بلیت یک طرفه به مالدیو»؛ علی‌رغم فراز و فرودهایی که در تک به تک داستان‌های خود دارد. می‌تواند بعنوان یک نگاه، با به‌کارگیری واژگانی تازه بر ذائقه‌ی مخاطب بنشیند. حال نگاه هر مخاطبی بر موضوع و داستان‌ها متفاوت بوده و دیدن و مطالعه‌ی آن شاید بسترهای تازه‌تری برای مخاطب بگشاید.