.

نگرشی بر مدیریت های غیر بومی شهرستان نقده

مدیران غیر بومی تا کی؟

وحید اوراز

سال های مدیدی است که فعالان اجتماعی و فرهنگی سولدوز متفق القول پایبند این نکته اند که با وجود مدیران موفق و با سابقه در شهرستان نقده چرا مدیران غیر بومی به آنها ترجیح داده می شوند؟

امروزه در نقده مدیریت برخی ادارات با چالش هایی روبه روست و این چالش ها اغلب در بحث بومی و غیربومی بودن مدیران است. هدف از بیان این معضل در سیستم اداری شهرستان این است :

 آیا در شهری که فرزندان برومند آن در خارج از حوزه شهرستان مدیرانی توانمند و جسوری هستند که آوازه ی آنها ملی است، کسی پیدا نمی شود که به عنوان رئیس فلان اداره انتخاب شود؟

آیا در این شهر قحط الرجال است که کارمند جزء دور افتاده ترین نکته در فلان شهر به پست های ادارات مهم این شهرستان گماشته می شود؟

آیا در این شهر کسی نیست که به عنوان مسئول در اداره ای که فعالیتش خدمات رساندن به شهروندان است، خدمت کند؟

چرا باید مدیران اداراتی که از دور افتاده ترین نکته های استان و روستای فلان شهری که اسمش به زور از روی نقشه پیداست انتخاب شوند؟

طبق طبقه بندی های انجام شده در وزارت کشور، برخی ادارات و نهادهای حساس امنیتی و پست های خاص باید از افراد غیربومی انتخاب شوند که جای بحثی در آن نیست..باید اضافه نمود که سر سخن ما با تعدادي مسئولين غير بومي كه بي شك ملاك و معيار اصلي انتخاب و انتصاب آنها در پست مورد تصدی ، شايسته سالاري ، داشتن شرايط احراز و عبور از مسير ارتقاي شغلي مد نظر بوده و الحق و الانصاف با تمام وجود در شهرستان نقده زحمت مي كشند، نمی باشد. و این نکته هم نباید فراموش شود که تاكید بر اندیشه بومی گزینی صرف، راه رقابت و انتخاب اصلح و انتقال تجارب را محدود می كند و این به نفع شهرستان ما نیست، بنابراین درصدی از مدیران شهر چنان چه غیر بومی باشند تاثیرات مثبتی در روند توسعه و پیشرفت شهرستان خواهند داشت.ولی از اینها که بگذریم نکاتی قابل تامل هستند که نمی توان از آنها براحتی گذشت.

 با نگاهی اندک و مطالعه ی اجمالی بر حسن مدیریت بومی، می شود اذعان نمود ؛از منافع نیروهای بومی این است که به محیط کارشان آشنایی کامل دارند، دلسوز مردم هستند و از توانایی‌هایشان، نفوذ کلام و نفوذ قدرتشان در جهت منافع عموم استفاده می‌کنند. یک نوع غرور ملی و منطقه‌ای نیز باعث می‌شود زمان بیشتری کار کنند و در نهایت کارآیی و اثربخشی بالاتری داشته باشند یعنی سعی می‌کنند اگر یک ریال هزینه می‌شود در حد آن یک ریال نفعی داشته باشد. این منفعت استفاده از نیروهای بومی است که بسیار بالاست. استفاده از نیروهای بومی اگر ده درصد مشکل داشته باشد ولی نود درصد براي منافع شهرستان مفيد ميباشد.
وقتی که شخصی کاری را که انجام می‌دهد برای خودش است، وقتی که می‌بیند نقش و تأثیر اعمالش نه تنها در بحث اداری بلکه در بحث اجتماعی به خانواده، گذشته و آینده‌اش برمی‌گردد و حتی پس از مرگش نیز باقی می‌ماند بی‌شك بيشتر فعاليت مي نمايد.

در حالت کلی مديران غيربومي آسيب‌هاي فرهنگي اجتماعي منطقه را نمي‌شناسند و لذا براي رفع آنها نمي‌توانند تلاش كنند. و وقتي شناخت نباشد برنامه‌اي براي پيشگيري و درمان هم وجود ندارد و در مدت زمان كوتاهي متوجه مي‌شويم كه آسيب‌ها به تهديد تبديل شده‌اند.

مديران غيربومي به دليل شناخت نداشتن از ظرفيت‌هاي موجود توانايي ارتباط و استفاده بهينه از اين عوامل اثرگذار در پيشرفت و توسعه را ندارند و قطعاً اگر مدير بومي باشد مي‌تواند از همه استعدادها به خوبي بهره ببرد.

مديران غيربومي در جهت نخبه‌پروري و استفاده از نيروهاي متخصص تلاش چنداني ندارند چرا كه مي‌ترسند با وجود نيروهاي توانمند بومي جايگاه خويش را از دست بدهند. اما اين مديران بومي هستند كه آغوش خود را در جهت تربيت فرزندان خود مي‌گشايند و در حمايت و پشتيباني آنها از هيچ تلاشي دريغ نمي‌كنند.

 مديران غيربومي انگيزه كافي در جهت ارتقاي حوزه تحت مسؤوليت خود ندارند در حالي كه اين انگيزه در مديران بومي بسيار بالا است.

در اين زمينه گفتني‌ها بسيار است اما آنچه از همين چند بند مي‌توان نتيجه گرفت آن است كه در انتخاب مديران، شايسته سالاري، تعهد و تخصص حرف اول را مي‌زند و اولويت به جهت شناخت همه جانبه منطقه با مديران بومي است. نتیجه می­گیریم انتخاب یک مدیر بومی در صورت کارآمد بودن، به دلیل شناخت بیشترش با مشکلات و آلام مردم ، یک انتخاب ایده­آل محسوب می­شود و براي انتخاب و انتصاب مدیر بومی بایستی خرسند بوده و نبايد نسبت به جانبداري ، خير خواهي ، نيك انديشي وهمكاري با وي دريغ ورزید.