زندگي مسالمت آميز ميراث مشترك انساني - وحید اوراز
زندگي مسالمت آميز ميراث مشترك انساني
وحيد اوراز
اجراي كامل حقوق بشر و آزادي هاي اساسي ذكر شده در اعلاميه جهاني حقوق بشر و ديگر نهادهاي قانوني شناخته شده مانند عهدنامه بين المللي متعلق به سال 1966 به شكلي قابل توجه مرتبط با حقوق سياسي و داخلي و نيز حقوق فرهنگي ، اجتماعي و اقتصادي است . اين اصل سرآغاز فعاليت سازمان يونسكو ناميده شده كه منظور از آن ، انتشار گسترده فرهنگ و آموزش انسانيت براي عدالت ، آزادي و صلح ، ضرورت احترام به شان انسان و بنيان گذاردن وظيفه مقدسي است كه تمامي ملت ها بايد آن را به روح ارتباط و همكاري متقابل پيوند دهند.
با اين مقدمه در يك نگاهي فرامرزي و وسيع بررسي خواهيم نمود جايگاه فرهنگ زندگي مسالمت آميز را با استفاده از پروسه ي گفتگو .
يكي از مهمترين چالش هايي كه جهان از دوران هاي كهن با آن روبرو گرديده اين است كه چگونه مي توان همزيستي مسالمت آميز را بين افرادي با گوناگوني هاي قومي ، نژادي ، مليتي ، فرهنگي – اجتماعي و مذهبي ايجاد نمود. اين گونه ي تنوعات انساني كه با نگرش به شناخت اجداد الهي مان و برادري نامحدود است ، مصرّانه در جهت فروپاشي دنيايي مملو از صلح و آرامش دست به دست هم داده اند. بنابر اين نگرشي نهايي بر معني كهن اختلافات هميشگي در مجادلات ضروري به نظر مي رسد. تجارب در سراسر گيتي ، بيهودگي و عبث بودن اين حق انتخاب و در نتيجه ضرورت اتخاذ شيوه هاي مناسب ، محكم و بهتر را كه همان گفتگو است را به عنوان تعيين كننده هاي فردا ثابت كرده است.
گفتگو تقريبا بر مبادله زباني افكار ميان دو يا چند نفر دلالت مي نمايد و در روابط سياسي يا بين المللي ، به معناي بحث يا تماس ديپلماتيك ميان نمايندگان دو ملت ، گروه يا مانند آن است . هربرت آپدكر گفتگو را چنين بيان مي نمايد:« جست و جويي آگاهانه براي گفتماني متمدن با يكديگر كه در آن هيچ كس به دنبال كسب امتياز يا غلبه بر رقيب نيست ، بلكه به دنبال يافتن شباهت ها همچون تفاوت هاست ».
قبل از هر چيز ، نگاهي اجمالي بر گذشته و حال ، با توجه به وضعيت اسفناك آب و هوا بر روي زمين و وضع مجادله آميز موجود در بسياري از اصالت هاي جهاني داشته باشيم .پايه و اساس روابط بين المللي در روز هاي «جنگ سرد » ميان ايالات متحده امريكا و اتحاد جماهير شوروي با تضاد مسئولين سياست هاي بين المللي دو ابرقدرت و اتحادهاي نظامي در ناتو و پيمان ورشو شديداً دچار بحران شد ، و بعد از آن فضاي جهاني به دليل اختلافات و سوءظن ها و خونريزي ها به تعفن كشيده شد .
حتي بعد از پايان «جنگ سرد» ، به دليل گسترش جنگ ها ميان دولت ها ، اختلافات خانمان سوز همچنان ادامه يافت . وجه مشترك اغلب اعمال سياسي در بيشتر بخش هاي دنيا ، برخورد با افزايش سريع تعداد پناهندگان و آوارگان داخلي و در نهايت ، شرايط بشر دوستانه است .
تحول در هزاره جديد بايد منادي آغاز دوره جديد همزيستي مسالمت آميز افراد بشر ، تنش زدايي و تحكيم پيوند روابط بين المللي به كمك گفت و گويي حقيقي باشد . اين مفهوم بايد به شكل آموزشي ، اجتماعي ، مذهبي و سياسي تحقق يافته و ترويج پيدا كند .
در مهد كودك و دبستان ، كودك و سپس فرد جوان بايد با اطلاعات مفيدي همچون تفاوت افراد كشورش و به طور كلي جهان آشنا شود . بدين طريق احترام و سازش براي همه ملت ها و درك اهميت همزيستي مسالمت آميز ميان آنها به اين نوجوانان القا مي شود . در سطوح دبيرستان و دانشگاه ، بايد در قالب يك برنامه آموزشي مطالعات همگاني و كلاس هاي بررسي هاي اجتماعي به صورت يك پارچه درآيد و براي همه دانش آموزان اجباري شود .
از آن جا كه خانواده اولين نقطه ارتباط كودك با جامعه اي بزرگتر است ، بايد هرچه زودتر اين نكته را در ذهن كودك بپروراند كه بايد افراد ديگر را دوست داشته باشد و به آنها احترام بگذارد ، و لازم است تا از خشونت پرهيز كند و به دنبال صلح با افراد بشر باشد .
و رسانه هاي گروهي نيز در اين رابطه ، نقش مهمي را همچون عدم پخش برنامه هايي كه موجب ترويج خشونت و تجاوز مي شود ، ايفا مي كند .همچنين پخش برنامه هاي ويژه راديويي و تلويزيوني براي جوانان ضروري است .
تشكيل انجمن هاي دوستانه در مدارس و دانشگاه ها دوستي هاي مكاتبه اي برون مرزي را ايجاد كرده ، اطلاعاتي را در رابطه با زندگي در كشور هاي خارجي جمع آوري نموده و بدين گونه آنها را بهتر تفهيم نمايد .
تبليغ جهانگردي و كشورگردي ميان جوانان در جهان كه آنها را قادر مي سازد تا به خارج از كشور و خارج از شهرستان خود سفر كنند و دنيا و كشور را از بعد ديگري نيز ببينند .
مدرسه موجبات بارور سازي عقايدي را فراهم مي كند كه به رشد فكري افراد كمك كرده ، آنها را براي رويارويي با چالش هاي فردا آماده مي سازد .
از نظر مذهبي ، گروه هاي مذهبي مختلف (مساجد ، كليساها، كنيسه ها و غيره) بايد از جانب پيروانشان حمايت ، و با استفاده از مراجع اخلاقي آنها و تعليمات مذهبي بنيان گذارانشان تقويت شوند:همان گونه كه مظهر زندگي و تعليمات آنها دوست داشتن همسايه و شكيبايي و صلح بوده است .
با توجه به موارد ذكر شده مي توان با اطمينان گفت كه به زودي تاريكي به روشنايي و فردايي پرافتخار مي گرايدو پيامد هاي زير را به دنبال خود خواهد داشت:
پايان يافتن تدريجي گرايش هاي خشونت آميز و تجليل از صلح و آرامش پابرجا ميان مردمان دنيا.
پايان مبارزات مسلحانه جهاني ، غير ممكن ساختن جنگ هسته اي كه خود مي توانست پايان تاريخ زندگي متمدن بشر باشد .
در روح و جسم هر انسان مدبر ، بينشي براي هماهنگي و ايجاد ارتباط با ديگران وجود خواهد داشت .
پيشرفت اجتماعي – اقتصادي جهاني و روابط بين المللي سالم و پايدار .
ظهور انسان هايي با خصلت هايي چون ، صلح جويي، تنش زدايي، همكاري بين المللي ، احترام به همه ملت ها ، عشق به سرزمين مادريشان و وحدت و يكپارچگي بين المللي ، با مبارزه براي صلح و پيشرفت اجتماعي ، فكر،احساس و كار مي كنند . در همه ملت ها ، رونق و شكوفايي هر چه بيش تر ، كارهاي پيشرفته و شرايط مناسب زندگي ، بهبود بهداشت ، آموزش و فرهنگ عمومي وجود خواهد داشت .
در اين ميان كساني كه با ادامه گفت و گو نشانه هايي ماندگار را در چشم انداز روابط داخلي و بين المللي برجاي گذاشته اند مي توان از شخصيت هاي زير نام برد..
1-نهرو هندو، باني صلح ميان هندوستان و پاكستان.
2-رؤساي جمهور سابق آفريقاي جنوبي «فردريك دي كلرك» و « نلسون ماندلا» كه به نظام «آپارتايد» در كشورشان خاتمه دادند .
با در نظر گرفتن بخش هاي قبلي اين متن ، معتقديم كه با وجود صدمات تخمين ناپذيري كه تضادها و برخوردها براي بشر ايجاد كرده و انديشه تجليل اين دنياي جديد با ترويج ديدگاهي نوين در روابط بين المللي جاي هيچ گونه شبه اي براي كسي باقي نمانده است .
در پايان ، اطمينان داريم كه هيچ مناقشه اي نيست كه نتواند از طريق گفت و گو حل و فصل شود و در نهايت ، گفت و گو سنداني است كه يك رابطه نو و سالم درون مرزي و برون مرزي بايد بر روي آن شكل گيرد .
فرهنگی - ادبی - هنری -