كاكايي: دوري از روايت جوهري ناشي از بي‌حوصلگي شاعران جوان است

عبدالجبار كاكايي با طرح اين پرسش كه چرا شاعر ناگهان از يك روايت محوري و جوهري تبديل به شاعري مي‌شود كه فقط سطري و خطي به موضوع نگاه كند، گفت: اين مشكل به بي‌حوصلگي و عدم استقامت شاعران نسل جوان كه تا پايان ابيات شعر را با صلابت و قدرت به پايان نمي‌برند، برمي‌گردد.


 مجموعه شعر «بادبادك‌هاي ديار مادري» سروده اصغر معاذي مهرباني با حضور عبدالجبار كاكايي و مصطفي محدثي خراساني عصر ديروز در فروشگاه كتاب حوزه هنري نقد و بررسي شد.
درابتداي اين نشست، عبدالجباركاكايي درباره اين كتاب گفت:دهه 80 به دليل اتفاقاتي كه در دهه 70 افتاد دهه شكوفايي غزل است و ديگر از برهوت دهه 50 خبري نيست.
وي ادامه داد: اين روزها ميل‌ها و سيل‌ها به سوي غزل جاري است و خلاقيت زيادي در اين قالب رخ داده است و بايد انتظار اتفاقات خوبي در غزل باشيم.
كاكايي با اشاره به غزل‌هايي معاذي در مجموعه شعر «بادبادك‌هاي ديار مادري» گفت: پتانسيل معاذي در غزل پتانسيل معمولي نيست و او از حد شاعر آماتور فراتر رفته و رفتارهاي حرفه‌اي خوبي از خود نشان داده و برخي از غزل‌هايش تنه به شعرهاي غزل سرايان بزرگ معاصر مي‌زند و به دليل همين توانايي او بايد مواظب خيلي چيزها باشد.
وي با بيان اين كه بيشتر غزل‌هاي اين شاعر خطي و روايي است، گفت: انساني كه پشت اين غزل‌ها است بايد با يك فكر منسجم مخاطب را به خواندن غزل جلب كند و او را از نقطه‌اي به نقطه ديگر هدايت كند اما چنين چيزي در برخي از غزل‌هاي اين مجموعه ديده نمي‌شود.
كاكايي توضيح داد: غزل‌ها شيرين‌كاري‌هاي خوبي دارد ولي اين شيرين‌كاري‌ها در آخر غزل آن اتفاق لازم كه بايد براي خواننده بيفتد را در خود ندارد.
اين شاعردفاع مقدس ادامه داد: ابيات بايد همچون پازلي كنار هم بنشينند و خواننده را به نقطه آگاهي برسانند كه اين آگاهي به وجود نمي‌آيد.
وي با طرح اين پرسش كه چرا شاعر ناگهان از يك روايت محوري و جوهري تبديل به يك شاعري مي‌شود كه فقط سطري و خطي به موضوع نگاه كند و در واقع اهميتي به درك خواننده نمي‌دهد، گفت: اين مشكل به بي‌حوصلگي و عدم استقامت شاعران نسل جوان كه تا پايان ابيات شعررا با صلابت و قدرت به پايان نمي‌برند، برمي‌گردد.
كاكايي با اشاره به بخش‌هاي مختلف مجموعه شعر «بادبادك‌هاي ديار مادري» گفت: بخش اول كتاب عاشقانه‌ها است كه من اسم آن را تأملات شخصي، نفساني و درونيات مي‌گذارم كه در 14- 15 شعر بخش اول آمده است و در آن نگاه شاعر هم نگاه به معشوق و موضوعاتي مثل دشمني، كينه و ... است.
او توضيح داد: شاعر در اين بخش كلا احساسات خود را بيرون كشيده است مثل غرور. اين حوزه از موضوعات كه به نظر من باعث گسترش غزل امروز شده است حاصل تاملات فكري و فلسفي است كه بعد از انقلاب اسلامي خيلي زياد شد. مباحث كلامي، ايدئولوژيك و اعتقادي هم در اين نوع غزل‌ها بي تاثير نبود و شاعر شروع به فلسفي شعر سرودن مي‌كند.
كاكايي با اشاره به بخش دوم كتاب كه شامل اجتماعيات معاذي است، گفت: در اين بخش موضوعات مربوط به انقلاب ، جنگ تحميلي وموضوعات جهان اسلام آمده است.بخش سوم هم مربوط به اعتقادات ديني خالص شاعر و در واقع رابطه روحي شاعر با ائمه معصومين است.
اين شاعربا بيان اين كه من اين تقسيم بندي و تفكيك دفتر هاي شعري شاعران نسل جوان را به فال نيك مي‌گيرم، گفت: اگر چه اعتقاد قلبي‌ام اين است كه زماني شعر واقعي سروده مي شود كه تمام اينها در هم حل و هضم شوند. عصمت معصومين، اعتقادات اجتماعي و مسائل عاشقانه را بايد در شعرحل و هضم كنيم.نمونه حي و حاضر آن حافظ شيرازي است كه در شعر هاي خود تمام موضوعات اعتقادي، ديني،اجتماعي، تأملات عرفاني و معادلات عاشقانه را در هم تنيده و در قالب يك غزل آورده است و نيامده تابلو بزند و تفكيك كند.اميدوارم اين دوره گذار تمام شود چرا كه شعر در شرايط بحراني به سر مي‌برد و شاعر مكلف است در مقابل رويدادهاي اجتماعي موضع‌گيري كند و موضع گيري او هم شفاف باشد و مثل قيصر امين پور نباشد كه متهم مي‌شد كه چرا مبهم شعر مي‌گويد و شفاف موضع گيري نمي‌كند.بنابراين شاعر جوان ما بايد واضح و شفاف شعر بگويد تا متهم به نفاق نشود.
كاكايي گفت: نكته ديگري كه بايد در مورد شعر معاذي بگويم و تا حدودي آزارم مي‌داد و از او انتظار نداشتم چند مورد لغزش زباني است مثل آوردن نامناسب «را»ي مفعولي كه ارتباطي به بيت نداشت.
كاكايي برخي ابيات مذهبي اين مجموعه را مورد ستايش قرار داد و آنها را نمونه‌اي از تفكر شيعي والا دانست و ادامه داد: اروتيزم محصول خودسانسوري است كه نسل جديد اين پديده را در ورطه‌هاي تازه‌اي كشف كرده و بدون لغزش‌هاي اروتيك از آن سخن مي‌گويد كه معاذي از عهده چنين كاري به خوبي برآمده است.
در ادامه اين مراسم، مصطفي محدثي خراساني در مورد «بادبادك‌هاي ديار مادري» گفت: برخي از اشعار عاشقانه معاذي با محوريت زن گفته شده كه در آنها ردپايي از منزوي ديده مي‌شود.
وي بابيان اين كه پرداختن به موضع زن چيز تازه‌اي نيست و از گذشته در شعر فارسي وجود دارد، تصريح كرد: در ذهن تاريخي ما جا افتاده است كه درباره اين موضوعات به صورت معرفتي پرداخته شود.
محدثي خراساني ادامه داد: معاذي هم در برخي از غزل‌ها خود به خوبي اين مضمون را به شكل معرفتي بيان كرده ولي در برخي ديگر با اين كه مي‌توانسته به شكل معرفتي اين مضمون عاشقانه را بياورد،‌نتوانسته است.
وي با بيان اين كه بخش اول كتاب نسبت به دو بخش ديگر از انسجام بيشتري برخوردار است،گفت: به نظر من از سه بخش اين كتاب معاذي در قالب غزل و مضمون عاشقانه به اوج رسيده و توانسته نسبت به بقيه شعرها غزل‌هاي عاشقانه بهتري بسرايد.