ايماژيستها (تصويرگرايان) كه بيزار از قالبها و سبكهاي شعري قديم بودند و با ادبيات و شعر رمانتيك، اشعار ويكتوريايي و شاعران «جورجين» بشدت مخالفت مي كردند، بدنبال شيوه و سبكي جديد در شعر مي گشتند تا خود را از قيد وبندها، عادات و كليشه هاي ادبيات و بويژه شعر گذشته آزاد كنند تا با زباني نو، افكار و احساسات شاعرانه خود را در ارتباط با اين جهان ناپايدار و غير قابل اطمينان بيان كنند. آنان نگاهي نو به شعر داشتند و مي خواستند با نوجويي ونوگرايي تحولي در شعر ايجاد كنند وتعريفي جديد براي آن ارائه دهند. به عنوان مثال هيوم با افكاري كلاسيك، شعر را به هنر «مجسمه سازي» تشبيه مي كند. و اليوت با الهام گرفتن از تئوفيل گوتيه مي گويد : شاعر بايد با خلق تصاوير و تشبيه هاي نو و بديع از ويژگي خلاقه زبان استفاده كند و زبان و در پي آن ادبيات را به جلو ببرد.
همچنين اف.ام.فورد مانند اليوت اعتقاد داشت كه بايد به زبان گفتاري و روز مردم جامعه شعر سرود و كليشه ها و اصول زبان نوشتاري را كنار گذاشت. اما امي لوئل در وهله اول به وزن و ريتم شعر اهميت مي داد و معتقد بود كه شعر بايد همانند موسيقي موزون و ريتميك ودر عين حال دلنشين و لطيف باشد.در واقع ايماژيسم (تصويرگرايي) بيش از آنكه يك مكتب ادبي باشد مرحله اي گذرا در شعر بود كه توانست زمينه را براي تحول شعر بعداز خود فراهم كند. پيروان اين جريان ادبي تا حد زيادي پايه هاي اوليه «شعر آزاد» را بنا نهادند.
عقايد ايماژيستها:
۱- شعر آزاد : تصويرگرايان طرفدار ومدافع «شعر آزاد» بودند. چون به اعتقاد آنان در اين نوع شعر ، دست شاعر براي ابتكار عمل و خلاقيت باز است و شاعر راحت تر مي تواند احساسات دروني خود رابيان كند.
۲- تصوير سازي : پيروان اين جريان ادبي مضامين ساده را با تصويرسازي به نظم در مي آوردند. آنان بوسيله ايماژ يا تصوير به هر چيز مبهم حسي يا ذهني، واقعيت خارجي مي دادند.
۳- بياني صريح و روشن : ايماژيستها معتقد به مختصر و مفيد گويي بودند. از نظر شاعران اين مكتب بايد در بكار بردن كلمات خسيس و صرفه جو بود. آنان مي گفتند كه بايد همانطور كه بدون استفاده از كلمات حاشيه اي واضافي فكر مي كنيم، حرف بزنيم وبنويسيم تا با بياني صريح و روشن به انديشه ناب خالص دست پيدا كنيم.
۴- سمبول: از نظر تصوير گرايان از آنجايي كه هر شيء بطور طبيعي سمبول و نماد است بنابراين براي اشاره به آن بايد بطور مستقيم خود آن شيء را بيان كرد. و تشبيه، كنايه و استعاره را بكار برد.
۵- اهميت دادن به وزن و آهنگ شعر: ايماژيستها در وهله اول به ريتم و وزن شعر تأكيد مي كردند. آنان سعي داشتند تا حد امكان شعر را به موسيقي نزديك كنند و سپس به موضوع شعر مي پرداختند. كه اين عقيده آنان متأثر از عقايد مكتب سمبوليسم فرانسه بود.
مجموعه شعر «آئينه هاي وهم» (Mirrors of illusion) اثر ادوارد استورر (E.storer) از جمله آثاري است كه با انديشه ايماژيستي سروده شده است.
اثر ديگر ايماژيستها با نام «چند شاعر ايماژيست » ( Some imagist poets) اثر آلدينگتن و امي لوئل در سه جلد در سالهاي ۱۹۱۵ ، ۱۹۱۶ و ۱۹۱۷ منتشر شد كه در واقع مقدمه اي را كه آلدينگتن بر جلد اول اين كتاب در سال ۱۹۱۵ نوشته بود، مرامنامه و بيانيه ايماژيستها محسوب مي شود.
و همچنين مجموعه چند نفي (A few Don'ts) و مقالات ادبي "از را پاوند" با نام بازنگري (A Retrospect) از جمله آثاري است كه بيانگر نظريات، عقايد و سبك نگارش ايماژيستها است.