سیمون دوبوار و جنبش زنان: روایت یک شاهد عینی (کلودین مونتی ترجمه ی هما مداح)

simone_de_beauvoir.jpg
کلودین مونتی در 1949 در پاریس به دنیا آمد. مادرش، ژوسین سر، شیمیدان و پدرش ژان پیر سر، ریاضی دان بود. کلودین در جوانی به جنبش زنان فرانسه پیوست و از ابتدا رابطه ای صمیمانه با سیمون دوبوار، خواهر نقاش او، هلن دوبوار و ژان پل سارتر برقرار کرد که تا مرگ هر سه آنان ادامه داشت. او دارای مدرک دکترا در رشتۀ "بررسی آثار و زندگی سیمون دوبوار" از دانشگاه نیس و عضو انجمن سیمون دوبوار است. از کتابهای کلودین مونتی می توان به خواهران دوبوار، سیمون دوبوار و جنبش زنان: خاطرات یک دختر شورشی و عشاق آزادی:سارتر و دوبوار اشاره کرد.
مقالۀ زیر از آن جهت حائز اهمیت است که یکی از معدود روایتهای دست اول از مشارکت سیمون دوبوار در فعالیتهای عملی جنبش زنان و بازتاب دهندۀ تاثیرگذاری نظری-تئوریک و عملی او بر آغاز و باروری این جنبش در فرانسه ( و در جهان)  است.

ادامه نوشته

«ناظم حکمت»

 

نگاهتان خطا مي‌رود،

درست ديدن هم هنر است،

درست انديشيدن هم هنر است.

دستان هنرآفرينتان گاه بلاي جانتان مي‌شود

خميري فراوان را ورز مي‌دهيد، لقمه اي از آن را خود نمي‌چشيد،

براي ديگران بردگي مي‌کنيد و فکر مي‌کنيد آزاديد،

عني را غني‌تر مي سازيد و اين را آزادي مي‌ناميد!

«ناظم حکمت» شاعر ترقي‌خواه ترک، در بيستم ژانويه‌ي سال 1902 در شهر «سالونيک» در تر کيه به‌دنيا آمد. او در خانواده اي هنرمند رشد و پرورش يافت. مادر، نقاش بود و پدر بزرگ، اديبي شاعر. در چنين خانواده‌اي و در جمع دوستاني اهل ادب و فرهنگ بود که او با شعر آشنا شد.

در هفده‌سالگي اولين مجموعه شعر خود را به چاپ رساند. ناظم جوان، سبک پدر بزرگ را در سرايش اشعارش نمي‌پسنديد و اعتقاد داشت:

« من شعرهاي او را هرگز به‌درستي نفهميدم زيرا در قالب اوزان عروضي کهن بود و پر از واژه‌هاي عربي و فارسي».

 ناظم حکمت اما در سرودن اشعارش، قالب‌هاي شعر کهن را درهم ريخت و شعر نو ترکيه را بنيان نهاد. دريافت او آن بود که آن قالب‌ها کلام او را زنداني وزن و قافيه‌هاي دشوار مي‌سازد. با اين کار، او گستره‌ي وسيع‌تري را فراروي خود قرار داد که از مرزهاي کشورش فراتر مي‌رفت و جهاني را دربر مي‌گرفت.

 «ناظم حکمت» را به جرأت مي‌توان پدر شعر نو ترکيه دانست. او در فضاي نوسرايي شعر ترکيه از «ماياکوفسکي» شاعر درام‌نويس روسي تأثير پذيرفت و آن را در کشور خود رواج داد. محتواي انساني و آزادي‌خواهانه‌ي اشعارش و سبک و زباني را که براي سرودن برگزيده بود، شعر او را به فراسوي مرزهاي ترکيه  کشاند و محبوبيت او را دوچندان ساخت.

آنچه که شخصيت او را در نزد ديگر مردم جهان برجسته مي‌ساخت، باور به اصل آزادي، حرمت و ارزش انساني بود که او آن را به عنوان يک اصل خدشه‌ناپذير در زندگي، حق هر فرد و امري ضروري براي زيستن مي‌دانست. او بر اين باور بود که با نبود چنين اصلي در زندگي ، در آن سوي ميله‌هاي زندان که آزاديش مي‌نامند، باز هم بند است و قفس. اما بند و قفسي از نوع ديگر.

ادامه نوشته